LikeWar: The Weaponization of Social Media در این پست از کوتاه گو، میخوام براتون توضیح بدم که چطور رسانههای اجتماعی از یه ابزار ساده ارتباطی، به یه سلاح خطرناک در جنگهای مدرن تبدیل شدن. خب، اول بذارید بگم این کتاب نوشته پی. دبلیو. سینگره و واقعاً چشمها رو باز میکنه به دنیای اطرافمون. تصور کن، قبلاً جنگها با تانک و هواپیما بود، اما حالا با لایک و شیر و توییت! نویسنده با مثالهای واقعی مثل ظهور داعش یا عملیات روانی روسیه نشون میده که پلتفرمهای آنلاین دیگه فقط برای پست عکس و استوری نیستن، بلکه به جایی برای دستکاری افکار عمومی و انتشار اخبار جعلی تبدیل شدن.
من خودم وقتی این کتاب رو خوندم، دیدم چقدر تاریخ ارتباطات مهمه. از تلگراف ساموئل مورس که فاصلهها رو از بین برد، تا رادیو که یه نفر میتونست با میلیونها حرف بزنه. هر کدوم از این اختراعها اولش امید به صلح میداد، اما سریع به ابزار جنگ تبدیل شدن. مثلاً ویلیام راندولف هرست با روزنامهنگاری زردش، جنگ آمریکا و اسپانیا رو راه انداخت. حالا اینترنت و رسانههای اجتماعی هم همین راه رو رفتن. ایدهآلگراها فکر میکردن اینترنت نعمت بیپایانیه، اما دیوید بوئی درست گفت که هم هیجانانگیزه هم وحشتناک.
در این دنیای جدید، قدرت دست کساییه که توجه رو کنترل میکنن. نه با اسلحه، بلکه با روایتهای احساسی و ویروسی. هر کسی میتونه هدف یا ابزار باشه. کتاب بررسی میکنه چطور اخبار جعلی مثل سیل پخش میشن و اقتصاد توجه رو میسازن. مثلاً در انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا، دروغها همه جا رو پر کردن. یا اتاقهای اکو که آدمها فقط چیزایی رو میبینن که با عقایدشون جور درمیآد و این باعث قطبی شدن میشه.
نویسنده به دستکاریهای دولتی هم میپردازه، مثل روسیه که اطلاعات غلط رو مثل خط تولید پخش میکنه. باتها و ترولها گفتوگوها رو تحریف میکنن و جنگ واقعی راه میندازن. در نهایت، کتاب میگه شرکتهای فناوری باید مسئولیت بپذیرن و ما هم سواد اطلاعاتیمون رو افزایش بدیم. این مقدمه حدود ۳۲۰ کلمهست، حالا بریم سراغ جزئیات بیشتر.
تحول ارتباطات و پیدایش میدان نبرد جدید
خب، دوستان، بیاید از اول شروع کنیم. من میگم تاریخ ارتباطات چطور جنگ رو تغییر داد. یوهانس گوتنبرگ با چاپ کتاب، اطلاعات رو فراوان کرد. ساموئل مورس با تلگراف، فاصلهها رو کشت. رادیو هم اجازه داد یه نفر با میلیونها حرف بزنه. هر کدوم اول صلحآمیز بودن، اما سریع به سلاح تبدیل شدن. مثلاً هرست با روزنامههاش جنگ راه انداخت.
حالا اینترنت رو تصور کن. جی.سی.آر. لیکلایدر و رابرت تیلور در ۱۹۶۸ پیشبینی کردن که شبکه کامپیوتری بینکهکشانی نعمت بزرگیه. آرپانت شروع شد و وب جهانی اومد. همه فکر میکردن آزادی اطلاعات میآره، اما بوئی گفت پتانسیلش هم خوب هم بده. حالا رسانههای اجتماعی به میدان نبرد تبدیل شدن. قدرت با کنترل توجهه، نه عضله. رقابت روانشناختی و الگوریتمیه که با رویدادهای ویروسی پیش میره.
سلاحهای نبرد اطلاعاتی: دروغ، دستکاری و سردرگمی
حالا بیاید ببینیم چه سلاحهایی در این جنگ استفاده میشن. من توضیح میدم که رسانههای اجتماعی اسرار رو سخت نگه میدارن. مثلاً سهایب عطار عملیات بن لادن رو توییت کرد. حقیقت در دسترسه، اما در دریای لایک و دروغ گم میشه.
هر کسی با گوشی میتونه خبرنگار بشه. لحظه مکاکا سناتور آلن رو نابود کرد چون ویروسی شد. OSINT مثل بلینگکت اطلاعات جمع میکنه که قبلاً CIA نتونست. این خوبه، اما میتونه بد هم باشه.
اخبار جعلی پول میآرن. در ۲۰۱۶، سیل دروغ اومد. اتاقهای اکو سوگیری تأییدی رو تقویت میکنن و گروهها رو قطبی میکنن، مثل ضد واکسنها. سوپر منتشرکنندهها توجه رو منحرف میکنن و به حقیقت اهمیتی نمیدن.
دولتها هم دستکاری میکنن. چین و ترکیه اینترنت رو قطع میکنن. روسیه اطلاعات غلط پخش میکنه، مثل عملیات INFEKTION. باتها گفتوگوها رو تحریف میکنن و جنگ راه میندازن.
جنگ لایکی و تغییر ماهیت جنگ
خب، حالا به اصل ماجرا برسیم. من میگم جنگ هیبریدی واقعیت رو خم میکنه. روسیه در ۲۰۱۴ جنگ شرودینگر ساخت: درگیری که همزمان وجود داره و نداره. اهداف قبل از فهمیدن دشمن محقق میشن.
عناصر موفقیت در لایکوار رو من لیست میکنم: روایت که حقایق رو ساده میکنه. احساسات، مخصوصاً خشم که سریع پخش میشه. اصالت که آدمها رو جذب میکنه. جامعه که گروههای آنلاین میسازه. سیلاب اطلاعات که با حجم زیاد توجه جلب میکنه.
ممها هم سلاحن. ایدهها مثل ویروس پخش میشن. ترامپ پپه قورباغه رو استفاده کرد. ارتش آمریکا هم به ممیتیک نظامی فکر میکنه.
چالشهای پیش روی شرکتهای رسانههای اجتماعی
دوستان، شرکتها هم درگیرن. مهندسان بیخیال مسئولیت سیاسی دارن. پلتفرمها برای سود ساخته شدن، نه تنظیم محتوا. ممکنه کسی بمیره از قلدری یا تروریسم هماهنگشده.
آزادی بیان با تعدیل تناقض داره. شرکتها باید تصمیم بگیرن چی محدود کنن. مقیاس عظیمه: فیسبوک هر دقیقه هزاران پست داره. تعدیل انسانی غیرممکنه.
کارگران تعدیلکننده از تصاویر گرافیکی رنج میبرن و PTSD میگیرن. هوش مصنوعی کمک میکنه، اما دیپفیکها دروغ رو واقعی میکنن. MADCOMs گفتگوها رو دستکاری میکنن و واقعیت رو کنترل میکنن.
نتیجهگیری و راهحلهای آینده
در نهایت، من میگم دولتها باید این میدان رو جدی بگیرن. دموکراسیها آماده نیستن. سواد اطلاعاتی امنیت ملیه. از بچهها شروع کنین تا اخبار جعلی رو بشناسن.
شرکتها باید قاضی حقیقت بشن و دشمنان رو شناسایی کنن. ویژگیها رو قبل انتشار چک کنین تا سوءاستفاده نشه. افراد هم انتخاب دارن: قرص قرمز حقیقت یا آبی باورهای دلخواه. مثل غار افلاطون یا ماتریکس.
این جنگ بر سر قلبها، ذهنها و واقعیته. همه مسئولیت داریم تا دموکراسی و جامعه رو حفظ کنیم.

